هوای تازه

ترنم عشق
نویسنده : هادی عبدالمالکی - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٧
 

   من تو را میخواهم تا دهانم هر روز بوی دوستت دارم بگیرد

آتش دلم به شوق دیدار و سوخت عشق فرزوان بماند نه سرود و شعر ...

من تو را میخواهم که خدا را در خود نه نهان که آشکار سازم به دیدنت در آینه دل که زنگارش زدوده شده با عشق

شب پر ستاره ... یکی راهنمای مسافر

من تو را می خواهم تا گم نکنم ره میان این همه

من تو را میخواهم و تو خود میدانی که دنیائی بی همتائی

 

     میدونم توی عاشقی تو از من جلوتری

ولی من هم لنگ لنگان قدمی بر میدارم

هر قدم دانه عشقی میکارم

توی آن مزرعه بکر خدادادی تو

که به من هبه کردی

پای بی کفش به ان وادی عشق امده ام

چون پایم زده تاول

بس که دنبال قدم های سریع تو دوان بودم من

اگر از دامن پر مهر تو نخی بدستم اید

به تمام عالم ندهم از دستش