هوای تازه

پرواز علی آباد .... تهران
نویسنده : هادی عبدالمالکی - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳
 

             خلبان ازداخل کابین با مسافرین صحبت میکنه . مسافرین به گفته های خلبان که از  طریق بلندگو داخل هواپیما پخش میشه گوش میدن .

بسم اله الرحیم . رحمن رو نگفتم چون اسم باجناقم و دیروز باهاش قهر کردم . خلبان هواپیما هستم . برو بچه ها بهم میگن کاپیتان . مقصدمون طرفای تهرانه اگه خدا بخواد . ارتفاع پرواز الان نگاه کردم دیدم باباایول دم این هواپیما گرم بعد از سی سال هنوز عین عقاب میپره . نزدیک 25 هزار پائی زمین هستیم . همه بگید ماشاء که چشم نخوره ایشاءاله ... خوب گفتم الان 25 هزار پائی هستیم اگه بسته دارید میشه سی هزار تا اگه بچه کوچیک دارید میشه 35 هزار تا . دیگه بالاتر از این هم نمیره جای چونه زدن هم نداره ارتفاع یک کلام مقطوع . آقایون خانمها توجه کنید هواپیما که میخواد بلندشه یه خورده این کله اش میره بالا کمربندهاتون رو ببندید لنگاتون نره بالا . بچه مچه همراهتون دارین بگیرنشون اینقدر اینور اونور نرن ... (بشین بچه کله پدرت ) . هواپیما که خواست بلند شه شکلات میارن جلوتون میگیرن . جووون مادرتون ندید بدید بازی در نیارید مشت مشت برندارید . خیال کنید مال خودتون . یکی یه دونه بردارید که به همه برسه . اگه تموم بشه و به اون عقبی ها نرسه وسط هوا و زمین دکه و مغازه نیست که بریم یه مشت دیگه بخریم که به بقیه بدیم . پس این تن بمیره مراعات کنید . یه دکتر داریم تو هواپیما فامیلمونه و کمی خجالتی خدا وکیلی سر به سرش نذارین . هواپیما که همچین بلند شد و درست درمون تو هوا صاف شد . یه ده دقیقه یک ربع بعدش براتون غذا میارن . اینقدریه که ته دلتون رو بگیره و ضعف نکنید . عینه هو قحطی زده ها وحشی بازی در نیارن هول هولی بخورین دل درد بگیرین . همچین با حوصله بخورین اونم یه ذره . تو خونتون که رفتین هی چی دلتون خواست بخورین .حالا اگه حال به حال شدین و خواستین مال کنار دستیتون رو بخورین ، مال زنتون رو بخورین ... ( غذاش رو میگم ) مال اینطرفی رو بخورین مال اونطرفی رو هم بخورین . بخورین ما بخیل نیستیم . ولی اگه خوردین و حالتون بد شد یه پاکتهای سفید و آبی جلوتون هست . خسیس بازی در نیارین شریکی استفاده کنین . هر کی تو پاکت خودش قی کنه . کارتون رو کردین سرش رو ببندین و همین دکتر که گفتم فامیلمونه اذیتش نکنید ... صداش کنید بدید بهش اون خودش میدونه چکارشون کنه . پنجره هواپیما باز نمیشه یه وقت نکنه بخواید از پنجره بندازین بیرون ها !!! اکسیژن هواپیما که کم بشه یه چیزا زردی از سقف هواپیما میفته پائین . اونا رو بردارین رو بزنین روی صورتتون . حواستون باشه شما نباید توش فوت کنید اون باید فوت کنه .توالت خواستین برین خدمتتون عرض کنم چهارتا داریم از این فرنگی ها . مثل صندلیه . باید بشینی روش . ولی مثل صندلی نیست ها . نهایتا ً دو سه دقیقه باید روشون بنشینین . نرین 45 دقیقه سرشون بنشینین . چهارتا توالت داریم و دویست سیصد تا مسافر . بخواین نفرین دو دقیقه هم برین تهران نرسیده پر میشه . تازه اینم بگم واسه کارهای ضروری تون برین . اگه خیلی ضروری شد و کار داشت به جاهای باریک میکشید شماره دو داشتین برید اون توالت عقبی ها به دو علت . اول اینکه سنگین کار میکنید عقب هواپیما میاد پائین میخوره به کوهی دشتی دمنی جائی میگن طالبان زدمون و گردن خلبان نمی افته دوم اینکه اگه سر و صدا داشتین بو داشت و از این چیزا . از ته هواپیما در میره مزاحم بقیه مسافرا نمیشه و بوش اونها رو اذیت نمیکنه . دیگه اینکه دو تا در جلو دو تا در هم عقب داریم . البته بگم اون یکی که سمت خلبان هستش خرابه . باز نکنید که با یه مکافاتی بستیمش . باید بریم تهران بدیم قفل و لولاش و عوض کنن . بقیه هم که ظاهر و باطن همینی هست که می بینید . اینم بگم که مرگ حقه . قرار باشه سقوط کنیم کاپیتان و خدمه و مسافر نداریم . خواهر همه با هم چی ... آره دیگه همه با هم برادر و برابریم .